۵ (۱۰۰%) ۶ votes

نوشتن طرح کسب‌وکار

چگونه اطمینان حاصل نماییم که در نوشتن طرح کسب‌وکار خود مرتکب هیچ اشتباهی مهلکی نشده‌ایم ؟

خواندن این اشتباهات رایج در نوشتن طرح کسب‌وکار ( طرح توجیهی  / بیزینس پلن Business Plan )  پیش از آنکه یک طرح کسب‌وکار بنویسید،‌ این وظیفه را برای شما راحت‌تر می‌نماید – و به سرمایه گذاری کسب و کار جدید شما شانس بهتری برای موفقیت می‌دهد.

طرح توجیهی / بیزینس پلن Business Plan ۸ اشتباه رایج در نوشتن طرح کسب‌وکار ( طرح توجیهی )

 

اشتباهات رایج در خصوص نوشتن طرح کسب‌وکار

۱- زحمت ندادن به خود برای نوشتن یک طرح کسب‌وکار

این رایجترین اشتباه می‌باشد. کارآفرینان خود اجرا کننده هستند، بنابراین این طبیعی است که آن‌ها بخواهند در اجرا طرح خود پیشرفت کنند و آن را به انجام برسانند – خصوصا زمانی که آن‌ها ایده‌ای در سر دارند که به خاطرش هیجان زده هستند و فکر آن دائم در سرشان وزوز می‌نماید.

اما چه کسی این گفته را نشنیده است که “آنکه برنامه‌ای نداشته باشد در واقع برای شکست برنامه دارد؟” ، پس شکست خوردن، تقریبا سرنوشت همه کسب و کارهایی است که بدون نوشتن طرح کسب‌وکار شروع به فعالیت می‌نمایند. بنابراین، بله،‌ شما به نوشتن طرح کسب‌وکار نیاز دارید.

شما ضرورتا به یک نسخه رسمی و در مقیاس کامل از یک طرح کسب‌وکار نیاز ندارید که به صورت حرفه‌ای در فرمت بندی و مجلد شده باشد (به نکته بعدی در مورد هدف نگاهی بی اندازید)،‌ اما قطعا به داشتن یک طرح کسب‌وکار نیاز دارید.

۲- صریح نبودن در مورد هدف طرح کسب‌وکارتان

یک طرح کسب‌وکار ضرورتا راه حلی است برای یک مساله،‌ و مساله آن است که چطور می‎خواهید دیدگاه تان در خصوص یک کسب و کار موفق را به واقعیت تبدیل نمایید.

خب،‌ چرا دارید یک طرح کسب‌وکار آماده مینمایید؟ ‌آیا به این خاطر که یک وام دهنده بالقوه را متقاعد کنید تا یک وام کسب و کار در اختیار شما قرار دهد؟‌ یا می خواهید سرمایه گذار جذب کنید؟‌ بفهمید که آیا ایده کسب و کار جدید شما حقیقتا می تواند به یک کسب و کار ماندگار تبدیل شود؟ ‌یا می‌خواهید طرح کسب‌وکارتان به عنوان طرحی اولیه برای یک استارت آپ موفق باشد؟‌

هدف شما از طرح کسب‌وکار همه چیز را تحت تاثیر قرار خواهد داد، از مقدار تحقیقی که باید برای کامل کردن طرح‌تان انجام دهید تا اینکه طرح کامل شده شما باید چه شکلی باشد (و می خواهید با آن چه کار کنید).

۴- نداشتن یک مدل کسب و کار روشن و واضح

یک کسب و کار موفق باید سودآور باشد. تعجب آور است که بسیاری از افرادی که یک کسب و کار کوچک را شروع می‌نمایند این حقیقت پایه را در نظر نمی گیرند – یا به طور باورنکردنی در نادیده گرفتن آن مهارت دارند. نوشتن طرح کسب‌وکار برای فهم آخر داستان کسب و کار است.

برنامه ریزی برای فروختن یک چیز،‌ یک مدل کسب وکار نیست؛‌ یک مدل کسب و کار طرحی است برای تولید درآمدی بالاتر از هزینه های شما. شما بهترین تله موش دنیا را تولید می‌نمایید،‌ اما تولید هر عدد تله موش ۹۰ دلار هزینه بر می دارد و مردم تنها مایل هستند ۱۰ دلار بابت این موضوع هزینه کنند. بنابراین انجام این کسب و کار امکان ندارد.

به هر حال،‌ اگر این کار برای شما رضایت شخصی به همراه دارد و احساس می‌نمایید این قیمت منصفانه است،  این کار را بکنید. در غیر اینصورت،‌ آن را فراموش کنید و سراغ ایده‎های کسب و کاری بروید که سود بالقوه برای شما دارند.

کسب و کارهای حرفه ای و خدماتی می توانند یک تله بن بست واقعی باشند اگر یک مدل کسب و کار واقعی ایجاد نکرده باشید.

۵- انجام ندادن تحقیق کافی

انجام ندادن تحقیق کافی برای انجام کار یک اشتباه رایج دیگر در زمینه طرح کسب‌وکار می باشد. طرح کسب‌وکار شما تنها به اندازه تحقیقی که برای آن انجام داده اید خوب خواهد بود. برای پاسخ دادن به سوال محوری “آیا این جواب می دهد؟”‌شما باید پاسخ یک سری سوال دیگر را بیابید،‌ از “روندهای موجود در این صنعت چه هستند؟” تا “این کسب و کار چطور با آنچه رقبا دارند انجام می دهد مقابله خواهد کرد؟” و هر چه پاسخ به این سوالات کامل تر باشد،‌ شما برای شروع کردن کسب و کار جدید خود بایگانی کردن ایده تان و رفتن به ایده ای جدید آماده تر هستید.

همه بخش های طرح کسب‌وکار شما به تحقیق نیاز دارند به جز بخش خلاصه اجرایی. خوشبختانه، بخش زیادی از تحقیقات مورد نیاز را می توان به صورت آنلاین انجام داد،‌ اما نباید این واقعیت را نادیده گرفت که نوشتن طرح کسب‌وکار به کار زیادی نیاز دارد.

۶- نادیده گرفتن واقعیت های بازار

شما و آنچه که می خواهید انجام می دهید تنها نیمی از معادله شروع یک کسب و کار موفق است. بازار نیمه دیگر این معادله می باشد.

من همیشه این موضوع را گفته ایم و نوشته اسم، اما باز هم باید تکرار کنیم؛ شما می توانید بهترین محصول یا خدمت را در کل جهان جهت عرضه کردن داشته باشید،‌ اما این موضوع اهمیتی نخواهد داشت اگر کسی مایل به خرید آن نباشد. این یک اصل است، ‌واقعیت غیر قابل مذاکره بازار.

بنابراین، ضرورت دارد پیش از آنکه کسب و کاری را بر مبنای فروش محصول یا خدمت تان بنا کنید،‌ آن را تست کنید.

اگر می خواهید محصولاتی را بفروشید، سعی کنید آن را در بازارهای محلی،‌ از قبیل بازار کشاورزان یا بازار لوازم دست دوم و نمایشگاه های محلی بفروشید،‌ یا بسته های کوچکی از محصولات خود را از طریق سایت های کوچک به فروش برسانید،‌ و از گروه های تمرکز به منظور سنجش تمایل مشتریان استفاده کنید، یا نمونه هایی رایگان از محصول خود را به افراد بدهید و بازخورد آنها را جمع آوری کنید.

اگر می خواهید خدمتی را به فروش برسانید،‌ نظرسنجی از گروه های ذینفع بالقوه یا گروه های تمرکز می تواند به خوبی جواب دهد.

یکی از اجزای اساسی طرح کسب‌وکار ، بخش بازاریابی است . در بخش بازاریابی باید تحلیل بازار صورت پذیرد ، آیا تحلیل بازار بدون تحلیل رقیب در حوزه فروش ، بازاریابی و تبلیغات وی امکان پذیر است ؟

رقابت یک واقعیت دیگر بازار است که در طرح کسب‌وکارتان باید به اندازه کافی به آن توجه کنید. صرفا اشاره کردن به رقبا کافی نیست، ‌بلکه باید این موضوع را بررسی کنید که رقبا چه می‌نمایند و به طور خاص توضیح دهید که می خواهید در برابر آنها چه کنید تا بتوانید سهم خود از بازار را به دست آورید.

همچنین باید اطمینان حاصل کنید که همه رقابت موجود را به حساب آورده باشید. تنها به رقبایی که دقیقا کسب و کاری مثل کسب و کار شما را اداره می‌نمایند فکر نکنید؛ دیدی باز داشته باشید، تا اطمینان حاصل کنید که همه رقبا را شناسایی کرده اید. به عنوان مثال،‌ یک گل فروشی صرفا با دیگر گل فروشی ها در یک ناحیه خاص رقابت نخواهد داشت، بلکه با دیگر کسب و کارهای محلی که گل می فروشند،‌ مثل فروشگاه های خوار و بار فروشی و خرده فروشی های بزرگ و فروشندگان آنلاین گل نیز در رقابت خواهد بود.

این بدان معنی نیست که شما باید همه رقبای بالقوه را در طرح کسب‌وکارتان لیست کنید و توضیح دهید که چطور می خواهید در نبرد با آنها برنده شوید، بلکه باید لیست کنید و توضیح دهید که چطور می خواهید با تهدید بالقوه هر نوع رقابت مقابله کنید.

۷- عدم آمادگی مالی کامل

در نوشتن طرح کسب‌وکار خود، هنگامی که به نوشتن بخش مالی می رسید، ‌خواهید دید که باید سه موضوع مالی را باید در کنار هم مد نظر قرار دهید:‌

  • صورت حساب درآمد
  • پیش بینی جریان نقدینگی
  • ترازنامه

بدین منظور شما باید پی ببرید که برای شروع و ادامه دادن یک کسب و کار به چه مقدار پول نیاز دارید و حدس هایی آگاهانه در مورد این موضوع بزنید که کسب و کار جدید شما چه درطول اولین سال راه اندازی چه مقدار پول برای شما به همراه خواهد آورد.

اشتباهات رایجی وجود دارند که افراد در زمان پرداختن به این بخش از طرح کسب‌وکار مرتکب می‌شوند.

  • اولین اشتباه واقع گرا نبودن در مورد هزینه ها می باشد.

افراد اغلب هزینه ها را به طور کامل از قلم می اندازند یا هزینه هایی خاص را کمتر از حد واقعی تخمین می زنند. تحقیقات دقیق مانع از این اشتباه خواهد شد.

  • اشتباه دوم خوش بین بودن بیش از حد در مورد سوددهی کسب و کار جدید می باشد.

البته شما امیدوار هستید که کسب و کارتان خوب جواب بدهد. در غیر اینصورت اصلا این کسب و کار را راه اندازی نخواهید کرد. اما نباید اجازه دهید که خوش بینی باعث شود که پیش بینی غیر واقع بینانه و خوش خیالانه ای از جریان نقدینگی داشته باشید.

۸- کنار گذاشتن طرح کسب‌وکار بعد از نوشتن آن

اگر در حال نوشتن طرح کسب‌وکاری هستید تا وام بگیرید و دیگر هرگز به آن نگاه هم نکنید،‌ دارید بیشتر ارزش آن را تلف می‌نمایید. یک طرح کسب‌وکار طرحی است که در خصوص اینکه چطور کسب و کار شما می خواهد موفق شود.

با طرح کسب‌وکار نوشته شده خود مثل یک سند برنامه ریزی اولیه کسب و کار برخورد کنید و هنگامی که در مرحله شروع و فراتر از آن پیش می روید،‌ آن را ویرایش کرده و در صورت ضرورت به آن بیفزایید. انجام این کار اهداف شما را بیش از پیش تثبیت می‌نماید و این اطمینان را ایجاد می‌نماید که از مسیر درست فاصله نگرفته باشید.

همچنین،‌ طرح کسب‌وکار اولیه شما یک سند مرجع مفید خواهد بود زمانی که دارید برنامه ریزی مداوم کسب و کار انجام می دهید که اجرای یک کسب و کار موفق به آن نیاز دارد.

به خاطر داشته باشید که هر طرح کسب‌وکاری ارزش کامل کردن ندارد

زمانی که دارید یک طرح کسب‌وکار می نویسید،‌ پاسخ به این سوال اصلی که “آیا این طرح جواب می دهد؟” همواره مثبت نیست.

و این خوب است. چرا که به این معنی است که طرح کسب‌وکار دارد وظیفه خود را انجام می دهد و به شما نشان می دهد که آیا یک ایده کسب و کار ارزش انجام دادن دارد و این امر تا حد زیادی در پول و زمان شما صرفه جویی می‌نماید.

اما معمولا این کشف در جریان کار کردن بر روی یک طرح کسب‌وکار روی می دهد،‌ و نه در انتهای آن. و این زمانی است که شما باید از ادامه دادن آن طرح خاص را دست بکشید.

به عنوان نمونه،‌ اگر زمانی که روی بخش تحلیل رقابت طرح خود کار می‌نمایید متوجه شوید که بازار از محصول پیشنهادی شما اشباع است،‌ توجیهی ندارد به خود زحمت رفتن به قسمت آماده سازی مالی را بدهید – بهتر است وقت خود را طرح یک ایده کسب وکار جدید کنید که ممکن است عملی تر باشد.

اراده و استقامت خصوصیات خوبی هستند اگر کارآفرینان از آنها برخوردار باشند – البته تا جایی که شما را به افراد سمج احمقی تبدیل نکنند و شما را از دست یابی به آنچه امکانپذیر است باز ندارند. این می تواند از همه اشتباهات طرح کسب‌وکار بدتر باشد.

مطالب مرتبط